خداحافظ باکّولو | Goodbye Baccolo ۱۳۹۷-۵-۲ ۰۹:۱۱:۱۲ +۰۰:۰۰

خداحافظ باکّولو

«نگریستن» در یک عصر تابستانی سال ۱۳۹۳ به سفارش خانم مرجانی از پدربزرگ ایشان در شهر سبزوار عکاسی کرد. خانم مرجانی در دوحه (قطر) زندگی می‌کند. آن روزها حال پدربزرگ بدتر می‌شد ولی مرجانی به دلیل تعهدات شغلی امکان سفر به ایران را پیدا نمی‌کرد. او در کودکی پدر خود را از دست داده بود و پدربزرگ جای پدر را برای او گرفته بود. علاقه‌ی شدید او به پدربزرگ باعث شد تصمیم بگیرد حداقل برای آخرین بار پدربزرگش را از راه عکس ببیند.

«نگریستن» صبح روز بعد از دریافت درخواست خانم مرجانی عازم سبزوار شد و همان روز چند عکس که اینجا می‌بینید را از پدربزرگ در بستر بیماری گرفت.

«نگریستن» شب را هتلی در شهر ساکن شد تا صبح روز بعد برای ادامه‌ی عکاسی برود اما متأسفانه باکّولو همان شب از دنیا رفت.

سبزواری‌ها به پدربزرگ می‌گویند باکّولو.

Goodbye Baccolo

Negaristan photographed Ms. Marjani’s grandfather in Sabzevar, 650 km east of Tehran on an order from her in the summer of 2014. Ms. Marjani herself lives in Doha, Qatar. Her grandfather was sick and his health was getting worse. Although it takes two hours to fly from Qatar to Iran, Ms. Marjani was seriously busy with her job and could not visit him.

Ms. Marjani had lost his father at the age of five and her grandfather has been like a father to her. So she was very upset with the situation she was stuck in. Finally, she decided to ask Negaristan for a documentary recording her grandfather in what could be his last days. We headed to Sabzevar the morning after receiving the request and took the photos you see here on our arrival.

We stayed that night at a hotel, ready to head back in the morning for the next round, but unfortunately, the baccolo passed away that night.

“Baccolo” means grandpa in Sabzevari accent.

dfvadf

باکّولو در بستر بیماری

The baccolo was pretty sick and the situation did not look promising.

dfvadf

یک برگ دعا (سمت راست) و ترکیبی از آیات قرآن و نظر قربانی (سمت چپ) برای دور کردن چشم زخم بالای سر پدربزرگ آویزان شده‌اند.

A written prayer for blessing (right) and a Nazar to protect the grandfather against evil eyes (left) were hung on the wall.

dfvadf

باکّولو در بستر بیماری

The baccolo was pretty sick and the situation did not look promising.

dfvadf

داروها و وسایل مراقبت و نگهداری از پدربزرگ

Some medicine and caring equipment next to the baccolo’s bed

dfvadf

باکّولو در بستر بیماری

The baccolo was pretty sick and the situation did not look promising.

dfvadf

چرخ‌های تختخواب پدربزرگ، مدت‌ها است پدربزرگ نمی‌تواند راه برود.

The wheels of the grandfather’s bed. He had been unable to walk for years.

dfvadf

پرچم عزاداری عاشورا به بالای تخت پدربزرگ سنجاق شده است.

A religious sign has pinned above the headrest of the bed for blessing.

dfvadf

پنجره‌ی اتاقی که تخت پدربزرگ در آن قرار دارد.

The window of the room in which the baccolo rested.

اطلاعات این صفحه به نحوی انتخاب یا تغییر داده شده که حریم شخصی فرد یا سازمان طرف قرارداد با نگریستن حفظ شود. نام‌ها، نشانی‌ها، تاریخ‌ها، محل‌ها و هر اطلاعات شخصی و خصوصی ممکن است تغییر داده شده باشند و یا با رضایت مشتری نگریستن منتشر شده‌اند.
© ۱۳۹۰-۱۳۹۷ تمام حقوق محفوظ و متعلق به نگریستن است.
All data on this page are selected or changed in a way that protects privacy of Negaristan’s clients. Names, addresses, dates, locations and any personal data might have been changed or they are published with explicit written consents of the clients.
© COPYRIGHT 2011-2018 NEGARISTAN.COM ALL RIGHTS RESERVED